تماشاگه

درباره وبلاگ
تماشاگه

تماشاگه، گلچین زیباترین شعرها و متون ادبی ایران و جهان ، فقط زیباترین ها!!! از شنیدن نظرات شما خوشحال میشویم

آخرین نظرات
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۶، ۲۰:۲۶ - شرمندهٔ یابن الحسن
    تشکر
  • ۲۶ فروردين ۹۶، ۱۸:۳۴ - ما جــــــــღــــــدہツ
    :)
  • ۶ بهمن ۹۵، ۰۴:۰۶ - سیامک
    محشره
نویسندگان

به مصراعی ننالیدم تب تلخ تباهی را

که یک عمر است عادت کرده ام بی سرپناهی را


منم آن ارگ ویرانی که هر شب خواب می بیند

به روی شانه هایش فوج کفترهای چاهی را


زلیخاها اگر پیراهنی پاره نمی کردند

به یوسف ها که می آموخت رسم بی گناهی را؟


سواری خسته ام از کوه پایین آمدم دختر!

ببند این زخم های کهنه ی مشروطه خواهی را


تفنگ و اسب را دادم به جای شانه ی نقره

بکش هموارتر کن پیچ و تاب این دو راهی را


چه می فهمند سربازان مست روس و عثمانی

شمیم اشک هایم روی کاغذهای کاهی را؟


سپیداری که بر آن پیکر ستارخان رقصان

چه سازد شرمساری را… چه نالد روسیاهی را


سپیده سر زده آهو به آغوشم قدم بگذار

مگیر از شیرمَردت لطف صید صبحگاهی را


رهاتر از سر زلف بخند امشب پریشانم

برقصان توی تُنگ صورتت دو بچه ماهی را

شاعر : حامد عسکری

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی