تماشاگه

درباره وبلاگ
تماشاگه

تماشاگه، گلچین زیباترین شعرها و متون ادبی ایران و جهان ، فقط زیباترین ها!!! از شنیدن نظرات شما خوشحال میشویم

آخرین نظرات
  • ۲۷ ارديبهشت ۹۶، ۲۰:۲۶ - شرمندهٔ یابن الحسن
    تشکر
  • ۲۶ فروردين ۹۶، ۱۸:۳۴ - ما جــــــــღــــــدہツ
    :)
  • ۶ بهمن ۹۵، ۰۴:۰۶ - سیامک
    محشره
نویسندگان

هان ای شب شوم وحشت انگیز
تا چند زنی به جانم آتش؟

یا چشم مرا زجای برکن
یا پرده ز روی خود فروکش

یا باز گذار تا بمیرم
کز دیدن روزگار سیرم


دیری ست که در زمانه ی دون
از دیده همیشه اشکبارم

عمری به کدورت و الم رفت
تا باقی عمر چون سپارم؟

نه بختِ بدِ مراست سامان
وای شب،نه تُراست هیچ پایان ...


تو چیستی ای شب غم انگیز
در جست و جوی چه کاری آخر؟

بس وقت گذشت و تو همانطور
استاده به شکل خوف آور

تاریخچۀ گذشتگانی
یا راز گشایِ مردگانی


تو آینه دارِ روزگاری
یا در رهِ عشق پرده داری؟

یا دشمن جانِ من شدستی؟
ای شب بنه این شگفت کاری

بگذار مرا به حالت خویش
با جانِ فسرده و دلِ ریش


بگذار فرو بگیردم خواب
کز هر طرفی همی وزد باد

وقتی ست خوش و زمانه خاموش
مرغ سحری کشید فریاد

شد محو یکان یکان ستاره
تا چند کنم به تو نظاره؟


بگذار به خواب اندر آیم
کز شومیِ گردشِ زمانه

یکدم کمتر به یاد آرم
وآزاد شوم ز هر فسانه

بگذار که چشمها ببندد
کمتر به من این جهان بخندد

شاعر : نیمایوشیج 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی